تبلیغات
یوتاب 7 - داریوش بزرگ فرمانده کل ارتش ایران در زمان کمبوجیه

داریوش بزرگ     از امیران هخامنشی و به روایاتی پسر عموی کوروش بزرگ وی در زمان کمبوجیه به عنوان فرمانده ارتش ایران منصوب شد . در روایاتی وجود دارد که کمبوجیه در زمان تصرف مصر داریوش بزرگ را به عنوان ساتراپ یا فرماندار مصر انتخاب کرد و وی را در مصر گذاشت و راه ایران را پیش گرفت و خود در راه بازگشت به ایران از دنیا رفت. و روایاتی هم هست که داریوش بزرگ در راه بازگشت به ایران با کمبوجیه همراه بوده و همین داریوش بزرگ بود بود که بعد از از دنیا رفتن کمبوجیه فرماندهی کل ارتش ایران را به دست گرفت و ارتش را به ایران آورد .

وی پس این که به ایران و به روایاتی به قصر شیرین امروزی رسید بردیای دروغین یعنی همان گوماته که از موبدان آتشکده چیچست بود در ایران سلطنت می کرد از آنجا که بردیای دروغین بر مردم بسیار ستم می کرد وقتی که داریوش بزرگ وضع و حال مردم را دید و چیز هایی را از ساترتپان در طول مسیر شنید شخصی از فرماندهان خود را برای آگاه شدن از موضوع به سوی بردیا فرستاد و گغت : به بردیا بگو : کمبوجیه امپراطور ایران در راه بازگشت به کشور از دنیا رفت و ارتش در دست من است و در مورد ارتش از او کسب تکلیف کن  . بردیای دروغین پس از این که با نماینده داریوش بزرگ دیدار کرد گفت به داریوش بزرگ فرمانده کل ارتش ایران بگو ارتش را در همان جا که هست بگذار و خود تنها به سوی من بیا.   نماینده داریوش داریوش در راه دید که مردم مزدا پرست کشور روی به بت پرستی آورده اند و هر فرد در روز موظف است که یک بار به بت خانه برود . نماینده داریوش پس از بازگشت داستان را برای داریوش بزرگ بازگو کرد و داریوش بزرگ دریافت که این همان بردیای دروغین می باشد و با 6 تن از بهترین فرمند هان همراهش هم قسو شدند که این شیطان را از بین ببرند و مردم را از دست او راحت کنند . از همین رو وی با ارتش به سوی بردیای دروغین به را افتاد پس از رسیده ارتش داریوش بزرگ به پشت قلعه ای که بردیای دروغین در آن پنهان شده بود بردیای دستور داد که درهای قلعه را ببندند. و سپس نامهای به داریوش بزرگ نوشت و گفت : مگر به تو دستور ندادم که ارتش را رها کنی و خود تنها به سوی من بیای حال من درها را باز می کنم تا خود تنها بهد سوی من بیایی. داریوش بزرگ گفت : این ارتش از آن توست چرا از ارتش خودت می ترسی در های شهر را باز کن تا من به همراه ارتش خودت وارد شهر شهر شوم ولی بردیای دروغین قبول نکرد . چون این اتفاق در فصل زمستان می افتاد مردم در داخل شهر آذوقه کافی نداشتند از همین رو داریوش بزرگ پیغام داد که : مردم شهر که گناهی نکردند در های شهر را باز کن من می دانم که تو بردیای دروغین هستی. ولی بردیا حاضر نشد در های شهر را باز کند و با داریوش بزرگ وارد جنگ شد و داریوش بزرگ که فرمانده کل ارتش کشور بود به راحتی توتنست که بردیای دروغین را شکست دهد و بردیا که دید شکست خورده و شهر در اختیار داریوش بزرگ قرار گرفته سعی کرد که از راه مجرای فاضلاب شهر فرار کند ولی غافلگیر شد و دستگیر شد و وی را نزد داریوش بزرگ بردند.داریوش بزرگ هم در بهار همان سال از سوی تمامی و 6 فرمانده همراهش و ساتراپان و امرا به عنوان فرماندهی لایق که مردم را از دست یک ستمگر نجات داده به عنوان امپراطور ایران انتخاب شد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
How much can you grow from stretching?
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:56 ب.ظ
Can you tell us more about this? I'd care to find out more details.
kathernaltmiller.hatenablog.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:48 ب.ظ
You could certainly see your expertise within the article you write.
The sector hopes for even more passionate writers
like you who are not afraid to mention how they believe. All the
time go after your heart.
tomikolagazo.hatenablog.com
جمعه 13 مرداد 1396 03:03 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you!

However, how could we communicate?
http://kerrimatzen.hatenablog.com
شنبه 7 مرداد 1396 10:38 ق.ظ
Incredible points. Solid arguments. Keep up the amazing effort.
free std testing clinics near me
یکشنبه 4 تیر 1396 09:47 ب.ظ
بسیار چلیپا از خود نوشتن
در حالی که ظاهر شدن مناسب در آغاز آیا نه حل
و فصل خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما
در واقع قادر به من مؤمن اما فقط برای
while. من این کردم مشکل خود را با فراز
در مفروضات و یک ممکن است را
سادگی به پر همه کسانی شکاف.
در این رویداد شما که می توانید انجام من خواهد مطمئنا تا پایان مجذوب.
std clinic near me
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 04:19 ق.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی
که ظاهر شدن دلنشین اصل آیا واقعا نشستن بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما در واقع موفق به من مؤمن متاسفانه فقط
برای بسیار در حالی که کوتاه.
من با این حال کردم مشکل خود را با جهش در مفروضات و یک خواهد را سادگی به کمک پر همه کسانی شکاف.
در این رویداد شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا بود مجذوب.
Rogelio
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 12:14 ق.ظ
Undeniably believe that that you said. Your favourite reason appeared to be at the net the simplest factor to be aware of.
I say to you, I definitely get irked even as other folks think about concerns that they just do not
understand about. You controlled to hit the nail upon the top and also outlined
out the entire thing with no need side-effects , other folks can take a signal.
Will likely be again to get more. Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

آریو برزن..........یکشنبه 14 اسفند 1390

مرگ کوروش بزرگ در جنگ با قبایل صحرا نشین ..........یکشنبه 14 اسفند 1390

داستان زندگی کوروش بزرگ ..........یکشنبه 14 اسفند 1390

خشایار شاه امپراطوری که یونان را به زانو در آورد..........یکشنبه 14 اسفند 1390

منشور حقوق بشر کوروش بزرگ ( اولین متن اعلامیه حقوق بشر ) ..........یکشنبه 14 اسفند 1390

داریوش بزرگ فرمانده کل ارتش ایران در زمان کمبوجیه ..........یکشنبه 14 اسفند 1390

بردیا فرزند کوچک کوروش بزرگ..........یکشنبه 14 اسفند 1390

کمبوجیه فرزند ارشد کوروش بزرگ..........یکشنبه 14 اسفند 1390

فرزندان کوروش بزرگ..........یکشنبه 14 اسفند 1390

کاساندان همسر کوروش بزرگ..........یکشنبه 14 اسفند 1390

پاسارگاد مقبره کوروش بزرگ..........یکشنبه 14 اسفند 1390

پارسه شاهکار بی بدیل هخامنشیان..........یکشنبه 14 اسفند 1390

نامه عمر ابن خطاب خلیفه تازی به شاهنشاه ایران زمین یزدگرد سوم..........یکشنبه 14 اسفند 1390

الهه های ایران زمین !..........چهارشنبه 10 اسفند 1390

سفره هفت سین یا سفره هفت شین ؟ ..........چهارشنبه 10 اسفند 1390

همه پستها